إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا
لیکن آنرا که بپسندد برای رسالت پس هرآئينه روان میکند پیش روی او و از پشت او نگهبانان -
این مانند سوره العمران (۱۷۹) است و این استثناء منقطع است از سببی که به رسولان علمی که داده شده است آن به سبب وحی است و به او غیب حقیقی گفته نمی شود - پس از انبیاء علهیم السلام به آن علم غیب گفته نمیشود همچنین دانش ولی که به کشف و الهام است او نیز به ذریعه سبب است به آن نیز علم غیب گفته نمی شود از سببی که علم به یقین گفته میشود و به کشف و الهام یقین حاصل نمی گردد و غیب نیز به آن گفته نمی شود همچنین برای اخبار کاهنان و نجومیان اسباب شیطانی است و اوصاف و حرکات ستاره هااست این نیز علم نیست زیرا علم به یقین گفته میشود و این امور ظنیه است و به این نیز علم غیب گفته نمی شود از سببی که او به ذریعه اسباب میباشد - پس هرکه به علم انبیاء علهیم السلام یا به خبرهای اولیاء و کاهنان نجومیان اطلاق علم غیب را میکند او از اصطلاحات شریعت جاهل است و اگر علم آنها را با علم اللّه تعالٰی بکلی مشابه میداند و صرف به ذاتی و عطائي فرق آنرا میکند پس این شرک صریح است (فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ) در این جواب سوال است سوال این است وقتیکه نبی علم غیب ندارد باز کمال او چیست؟ و همچنین حفاظت وحی او چگونه شده میتواند؟ به این جمله جواب داده شد که کمال او این است که اللّه تعالٰی هرنبی را و وحی او را حفاظت میکند -