لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
اگر ما نازل میکردیم این قرآن را بر کوهی هرآئینه میدیدی آنرا عاجزی کننده پاره شونده از سبب ترس اللّه تعالٰی و این مثالها بیان میکنیم آنرا برای مردمان تا ایشان تفکر کنند -
در این آیت سه توجیهات است اول اینکه عظمت قرآن کریم را ذکر میکند به همراه زجر به منکرین حاصل اینکه به یک کوه فهم وعقل مانند انسان میداد و به قرآن مکلف میساخت و قرآن را برای آن میشنوانید او از سبب خشوع و خشیت پاره میشد اگر چه از بسیار سنگهای سخت پر است لیکن اعراض کنتده آنقدر سخت دل است که با قرآن در آن اثر پیدا نمی گردد - توجیه دوم این است که در این ثقل قرآن و احسان را بر نبی صل اللّه وعلیه وسلم ذکر میکند یعنی بار و سنگینی قرآن کریم آنقدر است که کوها آنرا تحمل نمیتوانند لیکن اللّه تعالٰی به نبی صل اللّه وعلیه وسلم خود آنقدر قوت داده است که او ثقل نزول قرآن کریم و بار تبلیغ را برداشت میکند - توجیه سوم این است که در این ثقل قرآن کریم و جواب سوال را ذکر میکند سوال مشرکین و یهود این بود که این قرآن یکبار بر این نبی صل اللّه وعلیه وسلم چرا نازل نمی گردد؟ حاصل جواب این است که به یکبار (به جمع) بالای کوه نازل شود باز هم تحمل کرده نمی تواند از سببی که قوت کوه از جسم بسیار زیاد است پس نبی صل اللّه وعلیه وسلم چگونه برداشت آنرا میتواند؟ ربط آیت به ماقبل این است که کافران و یهود و منافقان وغیره از گروه اصحاب النار با این قرآن برآمده میتوانند به شرطیکه در آن فکر کنند وایمان برآن بیاورند - و به سبب قرآن به اللّه تعالٰی خشوع و خشیت کنند -