قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
میگویند بادیه نشینان ما ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده اید شما و لیکن بگوئيد که ما اسلام را قبول کردیم و تا حال داخل نشده ایمان در دلهای شما و اگر فرمانبرداری کنید اللّه تعالٰی و رسول او را ناقص نکند چیزی را از اعمال شما هیچ به تحقیق اللّه تعالٰی آمرزنده رحم کننده است -
ربط این با مضمون پیش این است که بر این آداب ذکر شده کسی عمل نمی کند صرف اعمال (نماز وضوء وغیره) میکند و دعوی ایمان میکند پس او منافق است بر او اعتماد مکنید و ربط با آیت پیش این است که منافقین میگفتند که نسب ما نیز بلند است و دارای ایمان نیز هستیم و تقوی که با ایمان است پس ما (از صحابه کرام) بهتر هستیم در این آیت بر آنها رد میکند و زجر به مجرد دعوی ایمان است که در حقیقت ایمان نمی باشد صرف عمل میباشد به او اعتباری نیست (وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا) مراد از آن انقیاد ظاهری و کردن بعضی اعمال است برای حفاظت نفس ها و مال های خود و برای حصول غنیمت ها و زکوٰة واین دلیل است که اسلام دو نوع است اولی صرف استسلام و انقیاد ظاهری است بغیر از تصدیق دل و نوع دوم انقیاد به زبان و دل و اعضاء است مانند در قول ابراهیم علیه السلام اسلمت لرب العالمین بقره (۱۳۱) و ان الدین عند اللّه الاسلام آل عمران (۱۹) و این دلیل است که صرف به اقرار با امنا و با کلمه توحید بغیر از تصدیق قلبی ایمان ، ایمان شرعی نیست - خطیب شربینی نقل کرده است که عام اهل غفلت این زمان در این حالت اند -