إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
اگر کفر میکنید شما پس هرآئينه اللّه تعالٰی بی نیاز است از شما و نمی پسندد برای بندگان خود کفر کردن را و اگر شکر کنید شما آنرا می پسندد برای شما و بر نمی دارد یک بار بردارندهٔ بار گناه دیگری را پس بسوی پروردگار شماست باز گشت شما پس خبر دهد شما گرا به آنچه عمل شما میکنید هرآئينه او خوب داناست به سخنهای که به سینه خاص است -
در این آیت ذکر فریقین بعد از دلایل است - در جمله اول زجر است و اشاره است که ضرر و نقصان کفر کردن شما به اللّه تعالٰی نمی رسد بلکه بشما میرسد و در جمله دوم جواب سوال است که ضرر کفر بر اللّه تعالٰی نیست پس از آن منع چرا میکند؟ جواب داده شد حاصل اینکه که هیچ مولیٰ کفر (ناشکری) غلام خود را نمی پسندد پس اللّه تعالٰی که بسیار رحم کننده است او برای بندگان خود کفر را چگونه بپسندد - و در جمله سوم بشارت به قبول کردن شکر است و اشاره است که اللّه تعالٰی به شکر شما محتاج نیست و در جمله چهارم جواب سوال است که ضرر کفر بر اللّه تعالٰی نمی آید لیکن بر آنهای می آید که کلانهای گمراه کنندگان اند پس جواب داده شد (وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ) و باز در جمله اخیر تخویف است و چون بنیاد اعمال به نیت کردن دل است یعنی دار و مدار آن به دل است پس در اخیر فرمود (إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) -