وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلَا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
و اللّه تعالٰی آفریدن شما را آغاز کرد از خاک باز از نطفه باز گردانید شما را جفت جفت و حمل نمی گیرد یک زن و نه میاندازد او را مگر به علم اللّه تعالٰی و عمر داده نمیشود هیچ عمر داده شده را و نه کاسته میشود از عمر او مگر است در کتاب (تقدیر) هرآئینه این کار بر اللّه تعالٰی آسان است -
این دلیل ششم عقلی انفسی است دیگر احوال انسانیه را ذکر میکند و مناسبت آن با پیش این است که اختیار عزت با اللّه تعالٰی از سببی است که خالق این انسان و عالم و تقدیر کننده عمر اوست و در این آیت ماده بعیده پیدایش انسان را (خاک) و ماده قریبه (نطفه) را ذکر کرد - و برای زیاده شدن انسانها تزویج را ذکر کرد (بِعِلْمِهِ) یعنی به مقدار حمل و وقت و نوع و شکل و صورت و سعادت و شقاوت و برحالات غیره اللّه تعالٰی عالم است - باز ذکر تقدیر و کمال اراده اللّه تعالٰی را به این جمله میکند (وَمَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ) مراد به هر دو جمله یک شخص است یعنی عمر یک شخص در تقدیر نوشته شده است مثلاً شصت سال باز یک یک روز کاسته میشود پس در کتاب دیگر نقصان او تا اختتام عمر نوشته میشود یا مراد از آن دو شخص است یعنی عمر یک شخص بسیار است و عمر شخص دیگری اندک است این هر دو در تقدیر نوشته است - قول سوم اینست که مراد از زیادت و نقصان زیادت و کاستی در برکت و در بی برکتی به سبب اعمال نیک و اعمال بد است -