مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَئِكَ هُوَ يَبُورُ
هرکه میخواهد عزت پس در اختیار اللّه تعالٰی است عزت همه (از اللّه تعالٰی بخواهید) خاص بسوی او بالا میرود سخن پاک (از اخلاص) و عمل موافق سنت بلند میگرداند آنرا اللّه تعالٰی و کسانی که حیله میسازند برای کارهای بد ایشانراست عذاب سخت و هر حیله این کسان بی کاره میشود -
این دلیل عقلی پنجم است و دلیل انفسی است به حالات نفسها تعلق دارد و مناسبت آن به آیت پیش همین است مانند که در زمین خشک اللّه تعالٰی زندگانی پیدا میکند و این ترقی است همچنین به انسانها عزت میدهد - و در این مقصد رد بر مشرکان است که آنها عزت (ومدد) را از جانب الهه باطل خود میدانند مانند که در سوره مریم (۸۱) است (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ) الیه یصعد دلالت میکند که اللّه تعالٰی بلند و بالا است و کیفیت آن از متشابهات است (الْكَلِمُ الطَّيِّبُ) مراد از این توحید است - یا مراد از آن اقوال طیبه یعنی کلمات توحید و ذکر اللّه تعالٰی است (وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ) یعنی عقیده توحید عمل صالح را به مقام قبولیت بالا میبرد از سببی که بناء اعمال به عقیده است یا از سبب اعمال صالحه اقوال طیبه قبول میگردد از سببی که قول بدون عمل قبول نمی گردد - و در تفسیر قرطبی برای تائید آن یک حدیث غیر مسند را ذکر کرده است ، لایقبل اللّه قولا الی یعمل (قبول نمیکند اللّه تعالٰی قول را بغیر از عمل) ولا یقبل قولاً ولا عملاً الابنیة (و قبول نمیکند اللّه تعالٰی قول و عمل را مگر به نیت) ولا یقبل قولاً ولا عملاً ولا نیة الا با صابة السنة (و قبول نمیکند قول و عمل و نیت را مگر به موافق سنت) (وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ) یعنی اللّه تعالٰی که موحدین را عزت بدهد پس مشرکان و حاسدان کوشش بی عزت کردن او را میکنند این سزای ایشان را ذکر میکند - یا مراد از سیئات شرک و کفر و اعمال بد است مخالف از کلم طیّب و عمل صالح -