نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى
ما میخوانیم خبر ایشانرا بر تو برای اشکار کردن حق هرآئينه ایشان جوانانی بودند ایمان آورده بودند بر پروردگار خود و بیفزودیم ایشان را هدایت -
در آیت های گذشته عجز و احتیاج و عدم علم غیب اصحاب کهف را ذکر کرد برای جواب شبهه - حالا در این آیت تفصیل حالات دیگر ایشان را ذکر میکند در باره دیانت و دعوت ایشان در (بِالْحَقِّ) اشاره است که قرآن کریم در این واقعه حالات راستین را ذکر کرده است - برخلاف یهود که آنها در آن بسیار اسرائیلات را ذکر کرده اند و همچنین اشاره است که برای اظهار حق (که آن اثبات توحید و رد شرک است) واقعه ایشان را ذکر میکند (فِتْيَةٌ) معنی آن است که از لحاظ عمر جوانان نو عمر بودند و اولاد اشراف قوم خود بودند و بر گردن های ایشان گردند بند های طلا و بر دست های ایشان حلقه های طلا بودند و در گوش های ایشان گوشواره بودند بنابر عادت آن قوم و چون پدران ایشان بر مسئله توحید از ایشان ناراضی شدند از ایشان این زیورات را گرفتند - و در تفسیر ابن کثیر ذکر است که اکثر اولیاء اللّه مردمان نوجوان میباشند و مردم کهنسال اکثر از قبول حق محروم میباشند (وَزِدْنَاهُمْ هُدًى) دلیل بر اینست که در هدایت و ایمان کمی و زیادتی می آید - و اشاره است که برای دعوت الی الحق به ایمان و هدایت زیاد ضرورت است -