وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
و پرستش میکننداین مردم بغیر از اللّه تعالٰی که نه ضرر رسانده میتواند به ایشان و نه نفع رسانده میتواند به ایشان و میگویند آنها که اینها سفارشیان ما اند در دربار اللّه تعالٰی بگو تو آیا خبر میدهید اللّه تعالٰی را با آنچه نمیداند در آسمانها و نه در زمین (یعنی موجود نیست) پاک است اللّه تعالٰی و برتر است از آنچه ایشان شریک میدارند با اللّه تعالٰی -
از این آیت الی (۳۰) باب دوم است - در این آیت رد بر عقیده مشرکین است که ایشان شریکان خودرا شفعاء میدانند و پنج تنبیه است و مثال برای فناء دنیا است و مژده اخروی و ترس اخروی است - در این آیت (۱۸) رد بر شرک فی العبادت است وبر عقیده مشرکان که ایشان معبودان خویش را شفعاء میدانند - حاصل عقیده ایشان این بود که ایشان میگفتند که ﷲ تعالی یکی است لیکن ما که بجز ﷲ تعالی بندگی کسانی را میکنیم مانند (لات منات وهبل) وغیره ایشان حاجات مارا بر ﷲ تعالی انجام میدهند رزق دادن فرزند دادن امراض دور کردن وغیره - وانانیکه در ایشان به آخرت عقیده داشتند ایشان نیز میگفتند که این معبودان در روز آخرت مارا از عذاب نجات میدهند و بر ﷲ تعالی آمرزش مارا ضرور میکنند وبه این عقیده وسیله شرکیه وشفاعت قهریه (بدون اجازت) میگویند - امام رازی میفرماید که مثال آنها در زمانه ما مردم قبرپرست اند که تعظیم ناجایز قبوراولیاء را میکنند مانند سجده کردن طواف کردن وبه نام آن نذرانه و شکرانه دادن وبر ایشان تکه ها و غلاف انداختن وبا این عقیده که ما این تعظیم را کنیم این اولیاءکرام حاجات مارا بر ﷲ تعالی حتماً برآورده میسازند ودر روز قیامت ایشان نیز برای ما نجات میدهند - این عقیده قطعاّ شرک است زیرا که در اخیر این آیت يُشْرِكُونَ فرموده است ودر این آیت به این عقیده به سه طریقه رد شده است اول اینکه این معبودان مالک نفع و ضرر نیستند دوم آنکه برای ﷲ تعالی در مخلوق خود کسی به این صفات معلوم نیست که او شفیع قهری باشد پس آیا شما به ﷲ تعالی خبر میدهید (بِمَا لَا يَعْلَمُ) این کنایه از عدم وجود است زیرا که ﷲ تعالی به هرموجود عالم است سوم آنست که این عقیده عین شرک است و ﷲ تعالی از هر نوع شرک منزه است - (مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ) نفی ضرر و نفی عمومی است وبعضی تخصیص کرده است که ضرر در وقت ترک کردن عبادت و نفع در وقت کردن عبادت است (سُبْحَانَهُ) تسبیح راجع است به شریک فی العباده و تَعَالَى راجع است به شفعاءنا -
فایده: در دنیا برای نجات دادن مجرمان برای برآوردن ضرورت سه نوع سفارش شده میتواند اول سفارش بالمحبت یعنی مجرم یا محتاج در سفارش کسی را پیش میکند که محبوب و دوست کامل مشفوع الیه (برای کسیکه سفارش پیش میگردد) باشد - نوع دوم شفاعت بالوجاهت است یعنی مجرم یا محتاج در سفارش کسی را پیش میکند که او در نزد مشفوع الیه مرد صاحب وجاهت و عزت باشد - در این هردو نوع سفارش مشفوع الیه مجبور میگردد و اراده خودرا ترک میکند وبر قانون خود نیز عمل را ترک میکند و سفارش آن محبوب و صاحب وجاهت را حتماّ می پذیرد این هر دو نوع به سفارش قهریه تعبیر میگردد - ومشرکان کردن این هردو نوع سفارش را در دربار ﷲ تعالی در باره شفعاء خود میدانستند لیکن این شرک است زیرا که ﷲ تعالی از وجاهت و محبت هیچکسی مجبور نمیگردد نوع سوم به اذن است یعنی کسی در قانون خود این را نوشته کند که من ارداه خودرا ترک کرده نمی توانم ونه مخالفت قانون خودرا کرده می توانم مگر آنگاه که شخص فلان سفارش من را کند انرا می پذیرم پس در این هیچ نوع قوت سفارش کننده بر مشفوع علیه نمیشود این نوع شفاعت در دربار ﷲ تعالی به سه نوع ثابت است اول اینکه یک زنده برای زنده دیگر دعا میخواهد دوم آنکه زنده برای مرده دعا میخواهد - سوم آنکه مردم نیک و بخشیده شده برای مومنان گنهگار سفارش میکنند این هر سه نوع در شرع ثابت است و نوع چهارم دعای مرده برای زنده به دلیل شرعی ثابت نیست بلکه این عقیده در این زمانه به شرک رسیده است -