ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
باز سخت شد دلهای ایشان بعد از آن پس این دلها مانند سنگ اند یا بیشتر در سختی زیرا که هرآئینه بعضی از سنگها آن است که روان میشود از آن جویها و هرآئینه بعضی از سنگها آنست که شق میشود و بیرون می آید از آن آب و هرآئینه بعضی از سنگها آنست که فرو می غلطد از ترس اللّه تعالیٰ - و نیست بی خبر اللّه تعالیٰ از اعمالی که میکنید -
در این تنبیه است برای خوردان که نقل خباثت کلانها را میکنند - و سه نوع از سنگها ذکر شده - نوع اعلی که به بسیار مخلوقات از آن فایده میرسد و آب از آنها جاری است - نوع متوسط که به تعداد کم مردم از آن فایده میرسد - نوع ادنیٰ که به مردم از آن فایده نمیرسد ولی خودش خشوع دارد - در مردم نیک نیز این سه درجه به کار است اول دلهای که بسیار گریه میکنند دوم که کم گریه میکنند سوم آنکه به دل گریه میکنند گرچه در چشم ایشان گریه نمیباشد و آنهای که علاوه از این سه قسم اند از سنگ هم سخت تر اند - (قَسْوَةً) سخت بودن دل این است که از انابت (قبول) بودن خالی باشد و ضد و عناد در آن باشد و با آیات الٰهیه و مواعظ در آن اثری پدید نمی آید و از حدیث معلوم میگردد که این علامه بدبختی است (خَشْيَةِ) اشاره است که در جمادات نیز اللّه تعالٰی یک قسمی از معرفت و خشیت (ترس از اللّه تعالٰی) نهاده است -