وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
وقتیکه گقت پرودگار تو به ملائک که هرآئینه من میسازم در زمین فیصله کننده را گفتند ایشان آیا میسازی (خلیفه) در این کسی را که ویرانی میکند در این و میریزاند خون را ناحق و ما پاکی میگوئیم ترا با ستایش و به پاکی یاد میکنیم ترا (یا نگه می کنیم خود را از گناه از ترس تو) پس گفت اللّه تعالٰی هرآئینه من میدانم آنچه را شما نمیدانید -
این دلیل بر این است که ملائک بر هر چیز علم ندارند پس ایشان لایق پرستش نیستند و این ذکر انعام سوم است که اللّه تعالٰی به پدر شما به آدم علیه السلام به دادن خلافت عزت بخشید - اللّه تعالٰی به ملائیک از شان عالی آدم علیه السلام خبر داد - مراد از خلیفه حاکم بودن است یا به آمدن بعد از جنیات است - نائب اللّه تعالٰی شده نمی تواند معنی آن به نائب غلط است - (وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ) چون چیزهای زمین برای فایده بود حالا ذکر می نماید که برای گرفتن فایده از آن خلافت بنی آدم به کار است و برای این خلافت علم داشتن به نامها و فایده های چیزهای زمین ضروری است - (مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا) این علم را اللّه تعالٰی به ملائک داده بود یا از لفظ خلیفه استنباط کردند - (وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ) تسبیح پاکیزه بودن اللّه تعالٰی است از نقصانات که این با الوهیت منافی (ضد و ناسازگار) است و اشاره به صفات سلبیه اللّه تعالٰی است و در حمد اشاره به صفات ثبوتیه ( خدای بودن) اللّه تعالٰی است - و (نُقَدِّسُ) مراد در این شان و عظمت اللّه تعالٰی است یا عصمت ملائیک از گناهان است -