يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
ائ اهل ایمان وقتیکه گفته شود شما را جای دهید یکدیگر را در جاهای نشستن پس جای دهید تا اللّه تعالٰی فراخ گرداند برای شما جای را و وقتیکه گفته شود شما را برخیزید از جای خود پس برخیزید بلند میگرداند اللّه تعالٰی مومنان را از شما و آنهای را که علم داده شده به درجات بسیار و اللّه تعالٰی به آنچه عمل میکنید خبردار است -
این ادب دوم برای مومنان است که متعلق به مجلس تتناجی است که در این امر به اکرام و عزت رفقا از سبب ایمان است و بیشتر اکرام و عزت اهل علم را کردن - و در این اشاره است که شرکاء مجلس و جماعت را مساوی نه شمارید بلکه به اهل علم مرتبه و عهده افضل داده میشود - (إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ) مراد از تَفَسُّح، این است که بر جای خود چنان بنشینید که جای رفیق دیگر را بسته نکنید معنی این نیست که فراخ و وسیع بنشینید و جای نشستن دیگری را بسته کنید - (الْمَجَالِسِ) مراد از آن مجالس عام ذکر و شنیدن خطبه است و مجالس مشوره کردن و مجالس درس وغیره است (وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا) مراد این است که امیر مجلس به کسی حکم کند که از جای خود برخیز تا برای شخصی بزرگ جای دهد این شخص باید این امر را قبول کند و همچنین که امر کند برای نماز ، برای جهاد ، برای کار خیر دیگر که از جای خود برخیزید این امر نیز قبول کرده میشود - و ابن حجر از ابن رشد نقل کرده است که قیام به چهار نوع است نوع اول حرام است آن اینکه یک شخص از سبب تکبر میخواهد که برای من قیام شود قسم دوم مکروه است آن آینکه یک شخص قیام را از این سبب بد می بیند که با متکبرین مشابهت نشود یا در دل من تکبر پیدا نشود قسم سوم جائز است آن اینکه یک شخص از مردم قیام نمی خواهد و از سبب اکرام او برای او قیام شود قسم چهارم مستحب است این قیام برای کسی است که از سفر بیاید یا کسیکه از سبب کدام نعمتی برای او مبارکی داده میشود یا در کدام مصیبت تعزیت داده میشود تفصیل بیشتر در فتح الباری ص(۵۴) در جلد(۱۱) است (يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا) اشاره است که ایمان سبب رفعت است (وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ) در این دو توجیه است اول اینکه رفعت به ایمان است باز درجات بسیار و رفعت باعلم است واشاره است که رفعت در نزد اللّه تعالٰی به ایمان و علم است نه به سبقیت در مجالس - توجیه دوم اینکه بلند میگرداند اللّه تعالٰی آنهای را که ایمان آورده اند و عالم نیز باشند به درجات بسیار - قرطبی نوشته است که مراد از اتواالعلم علماء قرآن است -