الأحقاف ۱۷

وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ

و آنکه گفت به پدر و مادر خود افسوس است بر هر دوی شما آیا میترسانید مرا که من باز بر آورده میشوم (از زمین) حال آنکه گذشته اند بسیار قرن ها پیش از من و آن هر دو فریاد میکردند به اللّه تعالٰی (در باره فرزند) هلاک خواهی شد ایمان بیار هرآئینه وعده اللّه تعالٰی راست است پس گوید نیست این مگر افسانه های (دروغ) نقل شده مردمان پیشینیان -

این ذکر نوع دوم است نا فرمان مادر و پدر در مسئله بعث بعدالموت یعنی صرف ذکر کردن نافرمان مقصد نیست اگر چه این نیز گناه است بلکه آن نافرمان والدین مراد است که در عقیده اسلامی مخالفت مادر و پدر را میکند و این درجه کفر است (وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي) این دلیل منکر بعث است که پیش بسیار مردمان گذشته اند و تا حال یکی نیز دوباره آفریده نشده است و حال اینکه این دلیل ایشان باطل است از سببی که مدعا این نیست که حالا در دنیا مردم دوباره زنده میگردند بلکه زندگی دوباره بعداز فنا شدن این دنیا است (فَيَقُولُ مَا هَذَا) این طریقه دوم انکار منکر است لیکن در مردمان پیش نیز این سخن قیامت ذکر شده است لیکن افسانه های دروغین است -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی