قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
بگو نیستم من نو فرستاده شده از نوع رسولان و نمیدانم کاری را که میشود به من و همراه شما (در دنیا) من پیروی نمی کنم مگر آنرا که وحی کرده میشود بسوی من و نیستم من مگر ترساننده اشکارا -
در این آیت جواب دو شبهات است که با پیش تعلق دارد شبهه اول ایشان میگفتند که تو مفتری از سببی هستی که تو چنین دعویٰ کرده ای (یعنی از توحید و از رسالت) که پیش دیگری نکرده است شبهه دوم این است اگر تو مفتری نیستی پس برای ما از حالات غیب ما خبر بده در این آیات علی الترتیب جواب هر دو شبهات است جواب شبهه اول (قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ) یعنی من کدام مسئله نو از نفس خود چنان نساخته ام که من از رسولان دیگر به آن جدا شده ام بلکه من آن مسئله توحید و دعویٰ رسالت را پیش کرده ام که رسولان پیش نیز چنین پیش کرده اند (بِدْعًا) بدع و مبتدع در لغت عرب به هر آن کار نو گفته میشود که مثال پیشین آن نباشد و در اصطلاح شریعت بدعت هر آن چیزی است که با دلیل شرعی ثابت نباشد و شریعت ساخته شده باشد اگر قول باشد یا عقیده باشد یا مکان باشد - و تقسیم آن به حسنه و سیئه یا واجب و مستحب شده نمی تواند از سببی که رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم فرموده است کل بدعة ضلالة و کدام تقسیم را که بعضی اهل علم ذکر کرده است بعد از قبول کردن آن گفته میشود که آن تقسیمات در بدعة لغویة است - و جواب شبهه دوم ( وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ) مراد از آن احوال دنیویه است مفسرین از حسن بصری نقل کرده اند که این در دنیا است و هرچه در آخرت است معاذاللّه از سببی که برای نبی صل اللّه وعلیه وسلم علم بود که او بخشیده شده است و جنتی است در باره حالات دنیا نبی عالم الغیب نیست و این علم برایش نبود که از مکه معظمه بیرون کرده میشود و که قتل میشود یا نه و در باره امت عالم نبود که ایشان تصدیق مرا خواهند کرد یا تکذیب و بر ایشان عذاب خواهد آمد یا نه و چگونه عذاب بالای ایشان خواهد آمد - سوال: در حدیث ام العلاء الانصاریه وارد است (درباره عافیت) واللّه وانارسول اللّه وماادری مایفعل بی ولابکم - جواب این است که در این روایت الفاظ صحیح این است ما ادری مایفعل بهِ چنانچه امام بخاری آورده است همچنین قرطبی و ابن کثیر نیز گفته است -