أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
آیا میدانی حال آنراکه ساخته است معبود خود خواهش خودرا وگمراه کرده است اورا ﷲ تعالی بر علم و مهر نهاده برگوش او و دل او و افگنده بر چشم او پرده پس که هدایت کند اورا بعد از گمراه کردن او را ﷲ تعالی آیا پس ایشان پند نمی گیرند -
این زجر است و رد است بر گمان پیش کافران که حال کافران چگونه با مومنان یکسان شده میتواند و حال اینکه ایشان از هویٰ الٰه ساخته اند و گمراهان مهر زده اند (إِلَهَهُ هَوَاهُ) دراین دو توجیه است اول این است الٰه رابه تقاضا خواهش خود ساخته است که خواهش کس است که بت الٰه است و خواهش کس است که قبر الٰه است و الٰه کسی پیر است و الٰه کسی شیخ است وغیره و دلیل نزد شان نیست و حال اینکه الٰه صرف ﷲ تعالی است که برالوهیت او دلایل و آیات اشکار است - توجیه دوم است که پیروی هویٰ (خواهش نفس) را چنان میکنند چنانکه پیروی الٰه میشود یعنی به خواهش خود حلال و حرام میسازد جائز و ناجائز میسازد و اورا تعقیب میکند -