وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ
و شده نمی تواند برای هیچ بشری که سخن گوید با او اللّه تعالٰی مگر با وحی به دل او یا از پس پرده یا بفرستد ملک را پس وحی میکند به حکم اللّه تعالٰی آنچه خواهد به تحقیق اوست بلندتر با حکمت است -
در آیت پیش تقسیم نعمت ظاهریه بود حالا در این آیت تقسیم نعمت باطنیه است که وحی است و در این آیت اثبات عجز انبیاء علیه السلام از مرتبه الوهیت است - کلام اللّه تعالٰی به همراه بشر، سه طریقه آن است به طریقه حصر طریقه اول وحی است در اینجا معنی خاص مراد است که در دل نبی میاندازد بغیر از واسطه ملک اگر در بیداری باشد یا در خواب باشد - و به همین گونه خواب ابراهیم علیه السلام بود به ذبح ولد - طریقه دوم (أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ) یعنی سخن زدن حقیقتاً بدون دیدن اللّه تعالٰی میباشند مانند در معراج - طریقه سوم (أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا) مراد از رسول جبرائيل علیه السلام است و این طریقه آخری باز به دو نوع است چنانچه در حدیث دوم بخاری ذکر شده است - یکی اینکه آواز جبرائيل مانند صلصلة الجرس میباشد و این بر پیغمبر صل اللّه وعلیه وسلم بسیار گران میبود لیکن او از آن وحی ضروری را می آموخت طریقه دوم که جبرائيل علیه السلام به شکل یک مرد متشکل میشد و به همراه نبی صل اللّه وعلیه وسلم اشکار سخن میگفت و این طریقه آسان بود -