وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
و هرآئينه دادیم لقمان را علم پخته (برایش گفتم) که شکر کن اللّه تعالٰی را و هر که شکر کند پس جز این نیست که شکر میکند برای نفع خود و هر که ناسپاسی کند پس هرآئينه اللّه تعالٰی بی نیاز ستوده است -
این دلیل نقلی بر توحید است و اشاره است که عقیده و طریقه این مشرکان چنانکه خلاف طریقه انبیاء است همچنین خلاف طریقه حکماء نیز است - همچنین حکمت در مقابل ظلم است از سببی که ظلم استعمال چیز در جای بی مناسب آن است و حکمت استعمال آن در جای مناسب آن است از این سبب بعد از رد ظالمان امور حکمت را ذکر میکند -
لقمان بن باعورا: در باره آن اختلاف است که پیغمبر بود یا ولی بود صحیح این است که ولی اللّه بود و از عکرمه در روایتی که ذکر است که او نبی بود در سند آن جابر بن جعفی راوی ضعیف است - اکثر مفسرین نوشته اند که او غلام حبشی نجار بود - و لقمان خواهرزاده ایوب علیه السلام بود یا خاله زاده او بود و او از داود علیه السلام بعضی علوم را آموخته بود و بسیار حکمت ها را اللّه تعالٰی به طریقه الهام به او آموخته بود (الْحِكْمَةَ) علمی است که پخته به همراه عمل باشد و هر چیز را در جای مناسب خود استعمال کردن و فواید اشیاء را دانستن این حکمت است به همراه (أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ) یعنی احسانات اللّه تعالٰی را پذیرفتن و به رضای او استعمال کردن این حکمت بزرگ است و بیان کردن علم و دعوت کردن این شکر علم است و در آیات بعدی تفصیل حکمت و شکر را کرده است -