قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
گفت جز این نیست که داده شده به من این بنا بر علمی که نزد من است آیا او نمیداند که هرآئينه اللّه تعالٰی هلاک کرده پیش از او قرن ها را کسانی را که آنها نیرومند تر بودند از روی قوت و زیاده تر بودند از روی گروه و پرسیده نمی شوند از گناهان ایشان مجرمان -
این ذکر آن بغی است به انکار نعمت اللّه تعالٰی و تبلیغ بر او اثر نکرد بلکه از (آتَاكَ اللَّهُ و أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ) انکار کرد که این مال را من به هنر و تجارت خود وغیره پیدا کرده ام یعنی اللّه تعالٰی نداده است (عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي) مراد از این هنر و تجارت است و مانند این در سوره زمر (۴۹) ذکر است و فرق آنجا ذکر میشود در (أَوَلَمْ يَعْلَمْ) اشاره است که در وقت آمدن عذاب دنیوی یا اخروی از مجرم پرسان نمی شود تا کدام عذری پیش نکند از سببی که در این وقت عذر قبول نمی گردد پس به پرسان نیز ضرورت نیست -
فایده: در سوره اعراف (۶) و سوره حجر (۹۲) پرسان کردن ذکر شده است و در این آیت و سوره رحمٰن (۳۹) پرسان نکردن ذکر شده است - یک تطبیق آن اینست که از نفس گناه پرسان نمی شود و از سبب گناه و کیفیت گناه پرسان می شود - تطبیق دوم این است که برای توبیخ و ملامت کردن پرسان می شود و برای خبرکردن خود پرسان نمی شود از سببی که اللّه تعالٰی عالم است - سوم اینکه پیش از عذاب در وقت حساب پرسان میشود و در وقت داخل شدن به عذاب پرسان نمی شود تا کدام عذر پیش نکند - چهارم اینکه مراد از المجرمون دیگر مجرمان اند - یعنی از جرم یک نوع مجرمان از مجرم دیگری پرسان نمی گردد -