فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ
پس تبسم کرد سلیمان علیه السلام خنده کنان از جهت سخن آن و گفت او ائ پروردگار من حصه (توفیق) بده مرا که شکر کنم نعمت های ترا آنکه انعام کرده ئی برمن و بر پدر و مادر من و اینکه کنم کار نیک که میپسندی آنرا و در آر مرا بوسیله رحمت خود در زمره بندگان خود که نیکان اند -
چون گفتار نملة را اللّه تعالٰی به سلیمان علیه السلام شنواند آنرا نعمت اللّه تعالٰی دانست و خوشحالی اشکار کرد و شکر را ادا کرد - حکمت های این آیت است (۱) دو نوع خنده را ذکر کرده است (۱) تبسم (۲) ضحک ، و قهقهه را ذکر نکرده است از سببی که قهقهه از جهت غفلت دل میباشد و انبیاء علیهم السلام از غفلت دل پاک اند (۲) برنعمت خوشحالی کردن جایز است (۳) دعا توفیق شکر نیز شکر است (۴) و نعمت که بر والدین است بر اولاد ادا کردن شکر آن نیز ضروری است (۵) انبیاء علیهم السلام بر کردن عمل صالح مکلف اند یعنی عملی که موافق وحی ایشان باشد (۶) و انبیاء علیهم السلام نیز محتاج به رحمت اللّه تعالٰی اند (۷) و رحمت اللّه تعالٰی وسیله بهتر دعا است -
فایده: بعد از تبسم ضاحکاً را ذکر کرده است از سببی که ضحک در اینجا به معنی خوشحالی است معنی تبسم کرد خوشحالی کننده بود یا مراد این است که اول تبسم کرد باز صورت ضحک را اختیار کرد -