إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
چون گفت موسیٰ علیه السلام به اهل خود هرآئينه من دیده ام آتش را ، زود است که بیارم به شما از آن خبری (راه را) یا بیارم بشما شعله آتش افروخته تا که شما گرم شوید -
از این آیت الی (۵۹) باب دوم است در این به حکمت بزرگ در واقعه موسیٰ علیه السلام و سلیمان علیه السلام اشاره میکند که ایشان بر غیب علم نداشتند و در واقعه صالح علیه السلام و لوط علیه السلام به حکمت کلان اشاره است که ایشان و پیروان ایشان (اگر چه همه بزرگان بودند) در سلامتی و عافیت محتاج اللّه تعالٰی بودند - از این آیت (۷) الی (۱۴) قصه موسیٰ علیه السلام را ذکر میکند و در هر آیت حکمت ها است و چون در سوره شعراء ابتداء این قصه را ذکر نکرده بود لذا در این آیات ابتداء قصه را ذکر میکند - و در این آیت (۷) بعضی حکمت ها این است (۱) موسیٰ علیه السلام اهل و عیال داشت (۲) سفر با اهل جایز است (۳) غیب دان نیست زیرا برای نور نار گفت (۴) از اهل آتش استفاده کردن برای خبر راه (۵) از آتش استفاده کردن برای دفع سردی (بِشِهَابٍ قَبَسٍ) شهاب به روشنی گفته میشود و قبس به شعله افروخته گفته میشود یعنی شعله آتش افروخته را میاورم -