الحج ۴۶

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ

آیا ایشان پس نمیگردند در ملک تا پیدا میشد ایشان را دلها که میدانستند به آن یا گوشها که می شنیدند به آن پس هرآئينه نابینا نمی شود چشم ها و لیکن نابینا میشود دلها که در سینه ها میباشد -

پس از ذکر عذاب قوم های گذشته التفات به مردمان موجوده است که تماشای این مکانات (ویرانه ها) را کنند و از آن عبرت حاصل کنند (يَعْقِلُونَ بِهَا) اشاره است که محل عقل قلب است و از این معلوم شد که به تکالیف سفر در تجربه و عقل زیادتی می آید ، و صفت شنیدن حق پیدا میشود (فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ) چون با سفر کردن در دید چشم زیادتی نمیشود پس طرز کلام را بدل داد - ابن عطیه می فرماید که در این مبالغه است یعنی کوری (کامل) کوری چشم نیست بلکه کوری دل است ، این مراد نیست که چشم هیچ کسی کور نمیشود از سببی که این خلاف واقعه است مطلب این شد اگر چه ایشان میگردند و به چشم به این خرابه ها میبینند لیکن عبرت نمی گیرند چرا که دلهای ایشان کور است -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی