يوسف ۱۱۱

لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

هرآئينه هست در بیان حال ایشان پند بزرگی برای صاحبان خرد تمام را ، نیست این قرآن سخنی از خود ساخته شده لیکن (نازل کرده شده است) برای تصدیق آن کتابهای که پیش از او است و وضاحت کننده هر خبرضروری و هدایت و رحمت است به قومی که ایمان می آورند -

در این آیت اثبات صذق قرآن است به همراه پنج وجوهات: وجه اولی اینست - که این واقعه راستین یوسف علیه السلام و برادران آنها دلیل بر صدق قرآن است - و وجه دوم اینست که این تصدیق کننده کتابهای پیش است از سببی که در آن کتابها نیز این قصه به همین طریقه ذکر است - وجه سوم اینست که در این بیان همه عقیده های ضروری و احکام است و چهارم اینکه در این هدایت است یعنی بیان است با دلایل - و پنجم اینکه رحمت برای مومنان است یعنی از سبب ایمان آوردن بر این کتاب رحمت های اللّه تعالٰی نازل میگردد یا مراد از رحمت تثبت و محکم شدن است - مانند که در آیت (۸) سوره العمران ذکر است - (عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ) بعضی از عبرت ها اینست که ننیجه صبر در مصائیب سلامتی و کرامات است و نتیجه مکرها و حسد پشیمانی ، رسوائی و ذلت است - و همچنین او ذاتی که قادر بود بر بیرون آوردن یوسف علیه السلام وباز از زندان و برایش پادشاهی داد و برادران و پدرش را با او یکجا کرد قادر است که برای محمد صل اللّه وعلیه وسلم نیز کامیابی و نصرت بدهد -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی