أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ
آیا پس کسیکه باشد بر دلیل واضح از جانب پروردگار خود و همراه باشد با او گواه از جانب او و پیش از او کتاب موسیٰ علیه السلام است پیشوا و رحمت این کسان ایمان دارند به این کتاب و هر که کافر شد به این کتاب از گروه های مختلف پس آتش وعده جای او است پس مباش در شبهه از آن هرآئینه او درست است از جانب پروردگار تو و لیکن بیشتر مردمان ایمان نمی آرند -
در این آیت دعوه چهارم سوره است که آن دلداری به پیغمبر و پیروان اوست و چون پیش حال دنیا پرستان را ذکر کرد پس حالا حال اهل دین را به طریقه تقابل ذکر میکند - حاصل آنست ائ پیغمبر و پیروان او سخن شما (یعنی مسئله توحید) به دلایل عقلی ثابت است و قرآن نیز در تائید آن است که او دلیل وحی است و کتاب موسیٰ علیه السلام نیز در تائید آن است که آن دلیل نقلی است پس کسیکه از این مسئله انکار میکند پس او در ضد و عناد است و برای او عذاب است - از سبب انکار آن در حق شک مکنید (بَيِّنَةٍ) مراد از این بیان کردن توحید با دلایل عقلی است (شَاهِدٌ) مراد از آن قرآن پاک است زیرا که او گواه بر مسئله توحید است - (إِمَامًا) به کتاب اللّه تعالٰی امام از این سبب گفته میشود که اقتداء و پیروی آن لازم است - (أَفَمَنْ كَانَ) جزاء آن محذوف است کمن یرید الحیوة الدنیا و زینتها لیس له فی الاخرة الالنار یا جزا اینست ایبقی له محل شبهة وشک (أُولَئِكَ) اشاره است که من کان علی بینة نبی صل اللّه وعلیه وسلم و همه صحابه اند و ضمیر (بِهِ) به قرآن راجع است (وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ) این در مقابله یومنون است (الْأَحْزَابِ) گروه کافران که با انبیاء علیه السلام مخالفت و عناد میکردند ضمیر مِنْهُ به قرآن یا موعد راجع است -