قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
بگو ائ مردمان اگر هستید در شک از دین من پس نمی پرستم آنهای را که شما می پرستید بجز از اللّه تعالٰی و لیکن خاص عبادت میکنم اللّه تعالٰی را (او اللّه تعالٰی را) که میمیراند شما را و حکم شده است مرا که باشم از گروه مومنان -
در این آیت حکم است به پیغمبر برای بیان تفصیلی توحید و در این آیت رد بر شرک فی العبادات است حاصل آنست اگر مردم در دین اسلام شک میکنند پس برای ایشان بیان کن اصل مسئله را که توحید است - زیرا که فرق دین اسلام به ادیان دیگر با مسئله توحید است -
فایده: شک میگویند مساوی شدن دو طرف را پس این لفظ را از سببیع ذکر کرد که عبادات فرعی و اکثر معاملات مشرکین و مومنان یکسان بود - پس شک آمد که در میان ایشان چه فرقی است پس در این آیت آن فرق را با توحید بیان کرد - پیش از فلا اعبد جزاء آن پنهان است یعنی فاستمعوالا زالة الشًک (گوش نهید برای زائل کردن شک) (الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ) با ذکر وفات اشاره است به حیات سابقه و تربیت الی زمان مرگ - که آن دلیل است برای قدرت اللّه تعالٰی و تخصیص وفات را از این سبب کرد که در آن خوف بیشتر است (وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ) عبادت عمل ظاهر است و ایمان عمل باطنی است و اشاره است که با عمل ایمان شرط است -