قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لَا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
بگو: چه چیز بزرگتر است در باب شهادت؟ بگو اللّه تعالٰی گواه است در میان من و شما و وحی کرده شده به من این قرآن تا اینکه بترسانم شما را به آن و او را نیز که به او برسد قرآن آیا شما قبول دارید که با اللّه تعالٰی دیگری سزاوار بندگی هستند بگو من قبول ندارم بگو او یقیناً سزاوار بندگی یکی است و یقیناً من خود را پاک نگهمیدارم از آنچه شما شرک میکنید -
این نیز طریقه تعلیم است جواب سوال است که شما برای ما بر توحید و برصداقت خود هیچ گواه پیش نکردید پس جواب شد که گواه بزرگ بر این سخن اللّه تعالٰی است و قرآن را برای این مقصد فرستاده است (قُلِ اللَّهُ) از این استدلال شده است که اطلاق شیُ به اللّه تعالی میشود لیکن سخن حق اینست که در نقل (در قرآن و حدیث) این اطلاق بر اللّه تعالٰی صراحتاً ثابت نیست صرف قانون منطقی برای این مسئله کافی شده نمی تواند (شَهِيدٌ بَيْنِي) شهادت اللّه تعالٰی به اثبات توحید و با براُت (وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ) اشاره است که شهادت اللّه تعالی در قرآن ذکر است (لِأُنْذِرَكُمْ) فایده وحی قرآنکریم برای منکرین انذار است از این سبب بشارت را ذکر نکرد (وَمَنْ بَلَغَ) از این اشکار گردید که رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم تا قیامت رسول است از سببی که برای کسی که قرآن برسد نذیر او این نبی صل اللّه وعلیه وسلم است واین دلیل است که با احکام قرآن در وقت نزول آن و بعد از آن موجود همه مخاطب است و این دلیل ختم نبوت بر نبی صل اللّه وعلیه وسلم است (أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ) استفهام برای زجر است - (قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ) در کلمه اول توحید است و در کلمه دوم براُت از شرک - و در این آیت نتیجه بر توحید است با دلایل پیش -