فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ
پس تو می بینی کسانی را که در دلهای شان مرض است می شتابند در دوستی ایشان میگویند می ترسیم از رسیدن حادثه به ما ، پس قریب است که اللّه تعالی بیاورد فتح یا چیز دیگری از جانب خود پس می شوند بر آنچه پنهان کرده اند در دل های خود (دوستی با کافران) پشیمان -
این زجر برای منافقین است به مخالفت کردن عقد پیش و بهانه ایشان را ذکر میکند و باز جواب آنرا (مَرَضٌ) شک و نفاق و محبت به کافران (يُسَارِعُونَ فِيهِمْ) یعنی فی موالاتهم (دردوستی کردن آنها) مسارعت از سبب برایش گفت که آنها در ضرر این موالات فکر نمیکنند با بی فکری این کار را می کنند (يَقُولُونَ) این بهانه منافقین است (دَائِرَةٌ) هر آن مصیبتی که از گردش زمانه پیدا می گردد مراد از این غلبه کافران و ضعف مومنان است و همچنان قحط و گرسنگی است میگویند که باز آنها به ما غله و امداد نمیدهند (بِالْفَتْحِ) مراد از فتح غلبه اسلام است بر کافران (أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ) فراخی رزق مومنان یا ظاهر کردن رازهای کافران (فَيُصْبِحُوا) تعبیر به اصباح از این سبب است که حالت پیش منافقان مانند تاریکی است و بعد از تاریکی روشنی به مثل صباح آمد و در روشنی برای ایشان نقصان شان ظاهر خواهد شد پس پشیمان خواهد شد به دوستی یهود و نصارا -