وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
می خواهند (به طور آرمان) بسی از اهل کتاب که بر گردانند شما را پس از ایمان شما کافران به جهت حسد (که پیدا شده) از نفس های شان پس از آن که اشکار شد بر ایشان حق ، پس درگذرید و روی گردانید از اینها تا آرد اللّه تعالی فرمان خویش را، هرآئینه اللّه تعالی بر هر چیز تواناست -
این تنبیه دوم است به مرتد کردن مردم و در هم چنین حالت به مومنین پنج آداب را نشان داده است - در این آیت دو از آنها ذکر است - (حَسَدًا) در این اشاره است که کار اینها به دینداری بنا نه بود بلکه صرف ازسبب ضد و عناد بود - (مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ) یعنی منشاء حسد نیز نفس های خبیث و خواهشات آنها است -(فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا) مراد از عفو معافی کردن است از آن افعال و اقوال بد که درباره شما صادر .می گردد و از صفح از دوستی و محبت ایشان رو گرداندن مراد است - (حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ) مراد از امر امر قتال با یهود است ولی وقتی که اذن (اجازه) قتال اینها آمد به سبب آن به این آیت منسوخ گفته نمی شود زیرا که در منسوخ غایة (انتهاء) حکم ذکر نمی باشد و در این به بودن حتی ذکر است -