مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ
حال ایشان مانند حال کسی است که افروخت آتش را ، پس چون روشن کرد آتش انچه که در اطراف آنست ، دور ساخت اللّه تعالٰی روشنی آنرا و گذاشت آنها را در تاریکی ها که هیچ نمی بینند -
این مثال کفار یا منافقین است که مردم را از قرآن منع میکنند و خود نیز به آن گوش نمیدهند تفصیل آن این است که منافقین نور ایمان را با آمَنَّا حاصل کرده اند مانند که یک شخص آتش را روشن کرده باشد ، منافق به ایمان فواید دنیوی حاصل کرده است ، حصه در مال غنیمت حصه در مال ذکات مانند کسی که آتش را روشن کرده اطراف آنرا روشن میسازد ، در وقت امتحان و مصیبت کفر آن اشکار شد و یا وقتی فوت کرد نور ایمان نابود شد مانند که بالای آتش روشن شده طوفانی بیاید و روشنی آن نابود شود و در تاریکی باقی بماند - همچنین این مثال برای کافر اشکار نیز شده میتواند ، تفصیل آن این است که رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم در مکه مکرمه نور توحید و قرآن را روشن کرد در اطراف دور مردم از آن فایده حاصل کردند و ایمان آوردند کفار مکه به قرآن گوش نمی دادند و مردم دیگر را از آن منع میکردند ، پس پیغمبر صل اللّه وعلیه وسلم هجرت کرد و مردم مکه در تاریکی ها باقی ماندند مانند تاریکی های شرک ، کفر ، رسم و رواج وغیره ، به همین گونه بیان کننده قرآن است که مردم یک جاه از آن فایده حاصل نکنند اللّه تعالٰی این صاحب قرآن را به جای دیگر می فرستد و این مردم در تاریکی باقی میمانند - (اسْتَوْقَدَ نَارًا) با توضیح قبلی اشاره به این است که نبی صل اللّه وعلیه وسلم برای روشن کردن روشنی بسیار کوشش کرده است و نار (آتش) را ذکر کرد که برای روشن کردن آن هیزم به کار است به همین جهت صحابه کرام و دیگر شاگردهای قرآن آماده شدند - (بِنُورِهِمْ) نار گفته نشد زیرا که توحید ، رسالت و قران نور رسول است با هجرت کردن نبی صل اللّه وعلیه وسلم این همه به مدینه منتقل شد - همچنین که در نار (آتش) دو صفت روشنی و سوختاندن وجود دارد روشنی رفت و سوختاندن آن باقی بماند -