اَلْاِخْلَاص ۳

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

نیست صاحب ولد و نه آفریده شده -

در این توحید صفات سلبیه را ذکر میکند یعنی از تمام عیوب پاک است از سببی که آن عیب های که منافی به الوهیت است یکی حاجت دوم تبعیض و تجزی است سوم تشبیه و تمثیل است در این جمله های آینده نفی همه است و در این آیت تردید آن مشرکان است که برای اللّه تعالٰی عقیده دختران یا پسران دارند اگر کتابیان اند یا غیر کتابیان اند - و رد است بر آنهای که میگویند که این صحیح است که اللّه تعالٰی برآورنده تمام حاجات است و بی نیاز است لیکن نائبان او است و مظهر صفات او است برای آنها برآوردن حاجات بعضی کارها را سپرده است از این سبب ما بعضی حاجات خودذرا به آنها پیش میکنیم در جواب این نوع مردمان گفته شد که (لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ) (سوال) درعلم ما هیچ کسی قایل مولودیت اللّه تعالٰی نیست چه منفعتی از نفی کردن آن است؟ جواب اول: شده میتواند که در عالم عقیده کسانی چنین باشد که اللّه تعالٰی مولود است به وجه قیاست کردن بر معبودان خود که آنها مولود یا مجعول یا مصنوع اند (اگرچه در علم ما نباشد) تردید کردن این قیاس ضروری است - جواب دوم: در باب اثبات توحید نفی تمام احتمالات شرکیه ضروری است یکسان است اگر کسی قایل باشد یا نباشد - جواب سوم: چنانکه ولد با دونوع نفی شد حقیقی و حکمی همچنان والد نیز به دو نوع است حقیقی آن منتفی (نفی شده) است و حکمی آن نیز منتفی است مراد از والد حکمی آن کسی است که غالب باشد بر اللّه تعالٰی و اللّه تعالٰی به او محتاج باشد مانند که عقدیه مشرکان از شفاعت قهریه (بلااذن) مستلزم این عقیده است و به این معنی نفی ولی را در سوره اسراء (۱۱۱) کرده است -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی