فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
در گردنش ریسمانی است از لیف خرما -
این نیز حال بد آن زن است یا در دنیا یا در آخرت و آنکه در دنیا است در آن سه قول است که این صورت آوردن دسته هیزم است یعنی هیزم را چنان می آورد که ریسمان را مانند مزودران به گردن خود می آنداخت و دسته هیزم را بر پشت خود می آنداخت - قول دوم این است که وقتیکه او دسته خارها را می آورد یک وقتی ریسمان دسته خار بر گردن او بسته شد او به ذریعه آن به دار شد و مرد - قول سوم این است که در گردن آن گردن بند مهره ها بود چنانچه در این وقت اکثر بدعتیان و ملنگان به گردن های خود میاندازند - و آنکه در آخرت است مسد کنایه از زنجیر جهنم است که بر گردن او افتیده میباشد و این تخویف اخروی است (مَسَدٍ) در لغت آن ریسمان است که از پوست خرما محکم بافته شده باشد پاره شدن آن مشکل باشد و به ذریعه آن گردن نیز به دار شده میتواند -