قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا
تو بگو به تحقیق من هرگز پناه داده نمی تواند مرا از اللّه تعالٰی هیچ یکی و هرگز نیابم بجز او جای پناگاهی -
این نیز وحی است و در این رد بر شرک فی الاستعاذه (پناه دادن) است یعنی بالفرض من بیان توحید و قرآن را ترک کنم پس از عذاب اللّه تعالٰی مرا هیچ کسی نجات داده نمی تواند (لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ) در بین این و جمله اخیر بسیار فرق است اول اینکه بغیر از طلب کسی پناهی داده نمی تواند و باوجود طلب و کوشش نیز کسی پناهی داده نمی تواند دوم اینکه مصیبت از جانب اللّه تعالٰی مقرر میباشد هیچ کسی دفع کرده نمی تواند و اگر کدام مصیبتی آمده باشد جای نجات از آن هیچگاهی نیست (أَبَدًا) دلیل است که مراد از عصیان کفر و شرک است از سببی که مطلق عصیان صَرف به کامل می گردد -