بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ
وقتیکه بیایند منافقان پیش تو ایشان میگویند گواهی میدهیم که به تحقیق تو رسول اللّه تعالٰی ئی و اللّه تعالٰی میداند که به تحقیق تو البته رسول اوئی واللّه تعالٰی گواهی میدهد که به تحقیق منافقان دروغگویان اند -
ربط: این سوره به ماقبل از چندین وجوه است یک وجوه این است که در سوره جمعه رد بود بر دروغ یهود و در این سوره رد است بر دروغ منافقان -
زجر است بر منافقان به منع کردن از انفاق خصوصاً و با دیگر قبایح عموماِ -
اولاً رد است بر شهادت زسالت به دروغ و باز هیجده قبایح آنها را ذکر میکند - و باز منع میکند مومنان را به مشابهت به منافقان به اشتغال در مال و اولاد و ترغیب به انفاق کردن پیش از مرگ است -
در این آیت اشاره به تعریف منافق است که روبرو شهادت حق میکند و در باطن منکر میباشد و یک وصف آنها را ذکر میکند یعنی ایشان دروغ میگویند (قَالُوا نَشْهَدُ) شهادت شرعی موافقت دل و زبان است لیکن ایشان که این کلمه را میخواندند صرف مشابهت به مومنان میکردند که آنها اَشهَدُ و نَشْهَدُ میگویند یا مراد از شهادت ایشان قسم کردن است (وَاللَّهُ يَعْلَمُ) این جمله معترضه است برای دفع کردن وهم ، آن این است که در جمله بعد از آن اللّه تعالٰی تکذیب ایشان را کرده است پس آیا این پیغمبر رسول اللّه تعالٰی نیست؟ جواب داده شد که به یقین او رسول اللّه تعالٰی است (وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ) وجه این است که مراد از کاذبون کذب در این جمله مراد نیست که إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ، بلکه در تفسیر این آیت مفسرین واقعه نوشته اند که اینها گفته بودند که لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ، (چنانچه بعد از این می آید) لیکن وقتیکه پیش روی رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم آمدند ایشان قسم میخوردند که ما این قول را نکرده ایم و انکار از قول خود کردند این کذب آنهاست - -