الواقعة ۸۳

فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ

پس چرا نیست چون برسد روح بگلو -

بعد از زجر ذکر میکند به همراه تخویف زجر نوع دیگر را و این تخویف به مرگ است - (فَلَوْلَا) این لفظ برای تنبیه استعمال میگردد در اینجا معنی شرطی در آن نیست (الْحُلْقُومَ) حلق عام است به همه گلو گفته میشود و حلقوم خاص است به آنکه در آن روح میرود می آید (وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ) خطاب به حاضرین مرده است که اکثر خویشاوندان ایشان میباشند - تَنْظُرُونَ، به مرده یا به حالت نزع ببینید یا این به معنی انتظار مرگ است (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ) مراد آن وجود ملائکة الموت است که در آن وقت حاضر میباشد (وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ) نظر اکثر در محسوسات و بصر در چیزهای غائب و در معقولات اکثر استعمال میگردد از این سبب اول نظر را با تنظرون ثابت کرد و باز بصر را با لاتبصرون نفی کرد - تا اینجا چهار حالات ذکر شد -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی