وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
و به تحقیق قدرت داده بودیم ایشان را در آن چیزی که قدرت ندادیم شما را در آن و داده بودیم برای ایشان گوشها و چشم ها و دلها پس نگردانید از ایشان گوش های ایشان و چشم های ایشان و نه دلهای ایشان هیچ حصه (از عذاب) از سببی که انکار میکردند از آیات های اللّه تعالٰی و احاطه کرد ایشان را آنچه به آن استهزاء میکردند -
در این خطاب به مجرمان موجوده است و دو قوت عادیان را ذکر میکند و یک سبب عذاب و اشاره است که به هیچ قوت آنها عذاب دفع شده نمی توانست یک قوت تمکین است مراد از آن مکان های پخته جسم های برزگ اموال بسیار است - و قوة دوم (وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا) در این اشاره به قوة باطنیه است مانند فهم، ادراک، و هوشیاری در کارهای دنیوی و همچنین این اسباب برای معلوم کردن حق بود (فَمَا أَغْنَى) یعنی چون ایشان این حواس را برای حق استعمال نکردند بلکه صرف برای علوم و تجربه دنیوی استعمال کردند که به آن عذاب اللّه تعالٰی دفع نشد - و چون قوت علمی محکم تر از قوت مالی است و به قوت علمی به ایشان فایده نرسید پس به قوت مالی به طریقه اولیٰ عذاب دفع شده نمیتواند از این سبب در عدم افاده سمع و بصر وغیره ذکر کرد و عدم افاده تمکین را ذکر نکرد ذکر آنرا مقایسةً بماند - و سبب عذاب را با (إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ) ذکر کرده است پس معلوم شد که در مقابل اسباب الٰهیه هیچ قدرتی نفع داده نمی تواند -