صٓ ۳۴

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ

و بدرستیکه آزمودیم ما سلیمان علیه السلام را و انداختیم بر کرسی او یک جسدی باز رجوع کرد به اللّه تعالٰی -

بعد از ذکر صفات سلیمان علیه السلام ابتلاء بر آن را ذکر میکند برای نفی الوهیت از او - (فَتَنَّا) فتنه هر کس مناسب شان او میباشد فتنه انبیاء خطای اجتهادی در حکم یا سهو و نسیان آمدن است و این گناه نیست لیکن سبب اندوه برای انبیاء میگردد نه که اللّه تعالٰی از ما خفه شود از این سبب به این فتنه میگویند و در باره فتنه سلیمان علیه السلام قول صحیح این است آنکه در حدیث صحیح ذکر است حاصل آن این است که "سلیمان علیه السلام از سبب محبت جهاد خواست که اولاد خودش پیدا شود و آنها مجاهدین فی سبیل اللّه باشند پس گفت که من امشب بر همه همسران خود میگردم و اولاد که از ایشان پیدا میشوند آنها مجاهدین خواهد بودند" و انشاءاللّه گفتند از نزدش فراموش شد بعد از مدتی یک ولد یک توته (یعنی ولد ناتمام) به او آورده شد و بر کرسی او انداخته شد که صرف این ولد از یک همسر تو تولد شد و از دیگر همسران هیچ چیز تولد نشد پس به او یاد شد که انشاءاللّه گفتن فراموش من شده بود این نتیجه آن است پس از اللّه تعالٰی آمرزش خواست و به اللّه تعالٰی رجوع کرد - بنابر این مراد از جسد ولد ناتمام است - این حدیث صحیح است و از قوت انبیاء علیه السلام این بعید نیست که به صد همسران در یک شب نزدیکت کند و سخن ضروری دیگر این است که بر احادیث رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم به عقل خود رفتن جائز نیست پس صرف به عقل رد کردن این حدیث یا احادیث دیگر صحیحه را ظلم است -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی