وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
و به تحقیق الیاس البته از رسولان بود -
ای قصه چهارم است - در این عبدیت الیاس علیه السلام را ذکر میکند به طریقه دعوت کردن به توحید و رد کردن بر شرک و باز احتیاج او را به اللّه تعالٰی ذکر میکند در ثناءِ حسن و سلامتی و در اخیر عبدیت خاصه او را ذکر میکند (وَإِنَّ إِلْيَاسَ) اتفاق مفسرین است که او رسول در بنی اسرائیل بود وقتیکه ایشان در شرک مبتلاء شدند پس اللّه تعالٰی او را رسول فرستاد و از عکرمه رضی اللّه عنه و ابن مسعود رضی اللّه عنه نقل است که نام او ادریس بود شده میتواند که الیاس لقب آن باشد و ادریس عَلم آن باشد یا برعکس آن و در باره آن حدیثی را که قرطبی و دیگران نقل کرده است که او زنده است و ملاقات رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم با او شده است سیوطی از امام ذهبی نقل کرده است که این حدیث موضوعی است همچنین حدیث خضر و الیاس علیهما السلام را صوفیا بدون سند ذکر کرده است (بَعْلًا) مفسرین نوشته اند که (شکل) بت بعل از زن بود از طلا ساخته بودند و بیست ذراع طویل بود و چهارصد مجاوران خدمتگاران آن بود و شیطان گاه گاهی داخل آن بت داخل میشد و به ایشان سخن گمراهی میگفت و (بَکْ) پادشاه آنجا بود و نام شهر خود را بعلبک نهاده بود -