وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ
و هرآئينه فرستادیم نوح علیه السلام را بسوی قوم او پس توقف کرد در ایشان هزار سال مگر پنجاه سال پس فرا گرفت ایشان را طوفان و ایشان بودند ظالمان -
از این آیت الی (۴۱) باب دوم است در این چهار انواع ابتلاء آت انبیاء علیهم السلام را برای تشجیع ذکر میکند - ابتلاء اول به عمر زیاده در دعوت و تبلیغ به همراه همراهان اندک مانند واقعه نوح علیه السلام - ابتلاء دوم دعوت توحید به تفصیل و مخالفت قوم و به آتش انداختن مانند واقعه ابراهیم علیه السلام - ابتلاء سوم استهزاء قوم و مطالبه عذاب آنها مانند واقعه لوط علیه السلام ابتلاء چهارم تکذیب قوم و تمسخر کردن مانند واقعه شعیب علیه السلام باز ذکر چهار اقوام و عذاب بر آنها به چهار طریقه و این تعلق به دعوی دوم سوره دارد - در این آیت (۱۴) واقعه نوح علیه السلام را با اختصار ذکر میکند و مقصود در آن بیان ابتلاء است به سپری کردن عمر دراز به همراه مصیبت ها در دعوت و تبلیغ - از این جهت عمر نوح علیه السلام را در قوم آن ذکر کرده است یعنی که او در قوم خود چقدر عمر گذرانده بود به همراه مصیبت ها و این در سوره دیگر نیست پس به دعوی اول تعلق دارد - و عذاب قوم او را ذکر کرده است و این با دعوی دوم تعلق دارد -
فایده: تسعمائة و خمسین نگفته است از یک چند وجوه یک وجه این است که این عبارت مختصر است از این عبارت - وجه دوم این است عظمت شان این ابتلاء است که اول عدد بزرگ را ذکر کرد باز از او استثناء کرد - وجه سوم این است که در این عبارت ادا کردن کامل مقصد است از سببی که لفظ سنة به تکلیف دلالت میکند و لفظ عامَا به فراخی دلالت میکند یعنی سالهای بسیار در تکلیف گذشت و پنجاه سال در فراخی گذشت -