قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا
ایشان میگویند پاکی تراست نمی شاید ما را که بگیریم غیر از تو مددگاران (معبودان) و لیکن لذت دنیا دادی ایشان را و پدران ایشان را تا آنکه فراموش کردند توحید را و بودند قوم هلاک شدنی -
این افزونی به جواب است و دلیل است که ما به گمراهی دعوت نداده ایم از سببی که ما عقیده توحید داریم به جز از تو کسی را متصرف و صاحب اختیار و لایق پرستش نمیدانیم - و موحد کسی را دعوت شرک نمیدهد (وَلَكِنْ مَتَّعْتَهُمْ) این سبب گمراهی را ذکر میکند یعنی با وجود شرک کردن (ائ اللّه تعالٰی) تو حاجات ایشان را و از پدران ایشان را برآورده میساختی و فواید دنیا میدادی پس ایشان فکر کردند که شرک دین حق است و توحید را فراموش کردند از این سبب تباه شدند -