الإسراء ۱

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

پاک است اللّه تعالٰی (از هر نوع شرک و عیوب) آن ذاتی که ببرد بنده خود را در حصه از شبی از مسجد حرام الٰی مسجد اقصیٰ آنکه برکت نهادیم گرداگرد آن تا بنمائیم او را نشانه های قدرت و توحید خود هرآئينه اللّه تعالٰی اوست شنوا بر هر چیز و بینا بر هر چیز -

سوره الإسراء
و نام دیگر آن سوره اسراء و دیگر سوره سبحان است -

ربط: سوره با سوره نحل اینست که در سوره نحل رد بود بر استدلال مشرکان با همراه تخویف عذاب ، در این سوره ذکر اسباب عذاب را میکند همچنین در سوره نحل در اخیر در طریقه دعوت حکمت را ذکر کرده در این سوره تفسیر حکمت است -

دعویٰ این سوره

ذکر چهار اسباب عذاب برای تحذیر (ترسانیدن) ،‌ به همراه طریقه های دفع کردن عذاب را - سبب اول انکار از توحید است و برای اثبات توحید چهار طریقه است طریقه اول رد بر اقسام شرک و بر مشرکین سیزده بار رد است ، طریقه دوم ذکر کردن سیزده اسماؤ حسنیٰ اللّه تعالٰی - طریقه سوم، دلایل عقلی و آیت وحییه یعنی معجزات - طریقه چهارم ذکر دعوی توحید شش بار و مثال سبب اول آنرا بنی اسرائيل ذکر کرده است - سبب دوم انکار از معجزات و آیات الٰهیة - و به مثالهای ثمود و واقعه آدم علیه السلام و ابلیس - سبب سوم بیرون کردن رسولان از ملک شان و مثال آن به هجرت محمد صل اللّه وعلیه وسلم - سبب چهارم استهزاء کردن بر رسولان و مثال آن به واقعه موسیٰ علیه السلام و فرعون -

خلاصه این سوره

این سوره به چهار حصه تقسیم است و در هر حصه یک سبب را ذکر کرده است - حصه اول الی آیت (۵۸) است و در این اول ذکر دعویٰ توحید و اثبات آن است به همراه معجزه اسراء و بادلیل عقلی در آیت (۱) باز دلیل نقلی از کتاب موسیٰ علیه السلام در آیت (۲) باز ترغیب به توحید در آیت (۳) باز ذکر به نمونه عذاب بر بنی اسرائیل از آیت (۴) الی آیت (۸) ، باز معجزه قرآن برای اثبات توحید و تخویف و بشارت در آیت های (۱۰،۹) باز تنبیه اول بر طلب کردن شر در آیت (۱۱) ، باز دلیل عقلی در آیت (۱۲)، باز تخویف اخروی در آیت های (۱۴،۱۳)، باز ذکر حکمت ارسال رسل در آیت (۱۵)، باز تخویف دنیوی در آیت (۱۶)، و مثال آن در آیت (۱۷)، و تخویف اخروی در آیت (۱۸)، بشارت در آیت های (۲۱،۲۰،۱۹)، باز برای دفع کردن عذاب سه امور را ذکر کرده است - اول از دوری از شرک در آیت های (۲۳،۲۲)، دوم احسان با مخلوق از آیت (۲۳) الی (۳۰)، سوم عدل کردن و از ظلم نجات یافتن ، و آن ده امور را ذکر کرده است ، باز دوم تنبیه بر شرک بالملائک در آیت (۴۰)، و سوم تنبیه بر نفرت کردن از قرآن، باز مسئله توحید و رد بر شرک در آیت های (۴۴،۴۳)، باز چهار تنبیه یکی برانکار از قرآن در آیت (۴۵)، و دوم بر انکار توحید در آیت (۴۶)، و سوم بر انکار از رسول در آیت (۴۷)، و چهارم بر انکار بعث از (۴۹) الی آیت (۵۲) - بازترغیب به توحید در آیت های (۵۴،۵۳)، باز دلیل عقلی در آیت (۵۵) باز رد بر مشرکین باالجن و رد برشرک فی التصرف و شرک فی الدعاء درآیت های (۵۸،۵۷،۵۶) -

تفسیر

در این آیت دعویٰ توحید ذکر شده است به سبحانه و برای اثبات او معجزه اسراء ذکر شده است و به این دلیل وحی نیز گفته میشود و دلیل عقلی با (إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ) است -
تحقیق اسراء و معراج: اسراء در اصل به بردن در شب گفته میشود و معراج به بالا بردن گفته میشود - باز بردن رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم از مسجد حرام الی مسجد اقصیٰ در شب به طربقه معجزه است به این اسراء گفته میشود و محدثین کرام این هر دو لفظ را برجای یکدیگر استعمال میکنند یعنی به همه واقعه اسراء نیز میگویند و معراج نیز میگویند - و در قرآن در این آیت الی مسجد اقصیٰ واقعه اسراء است و در سوره نجم معراج آسمان ذکر شده است - و همچنان روایت کننده احادیث واقعه معراج چهل و چهار صحابه کرام اند پس این حدیث متواتر شد - پس اشکار شد که واقعه معراج با دلیل قطعی ثابت است و همچنان اجماع مسلمانان بر آن است پس اشکار شد که انکار کننده آن ملحد و زندیق است همچنین ابن کثیر نیز این حکم را ذکر کرده است - و این معراج در بیداری به جسم و روح هر دو شده است و همچنین بر این اجماع مسلمانان است - و امام بیهقی ثابت کرده است که اسراء و معراج هر دو در یک شب شده است -
جوابات چند شبهات: شبهه اول اینست که در حدیث بخاری (ج۲ص۱۱۲۱) به روایت انس بن مالک رضی اللّه وعنه الفاظ آمده است که (فَاستَیقَظَ وَ هُوَ فِی المَسجِدِالحَرامِ) از این اشکار میگردد که این معراج در خواب بود؟ - جواب اینست که این حدیث به روایت شریک بن عبداللّه است و بر شریک در (تهذیب التهذیب (ج۴ص ۳۳۸) کلام است که او قوی نیست - او بسیار سهو میشد و او منکر از تقدیر بود - و امام نووی در شرح مسلم به حواله قاضی عیاض گفته است که در روایات شریک اوهام است - شبهه دوم اینست امام بیهقی در دلائل نبوه حدیث عبداللّه ابن مسعود رضی اللّه عنه را روایت کرده است و از او اشکار میگردد که این واقعه خواب است؟ جواب اینست که در این حدیث هارون ابن عبدی راوی است و ابن کثیر گفته است که این راوی اعتبار نداشت و اَکذَب مِن فرعون برایش گفته است - شبهه سوم اینست، حدیث عایشه رضی اللّه عنها را که ابن جریر آورده است در او تصریح است که این واقعه روحانی است؟ جواب اینست که در سند این روایت یک راوی محمد بن حمید است و میزان الاعتدال (ج:۳ص:۵۳۰) برآن جرح کرده شده است ردی المذهب و کذاب برایش گفته شده است - و راوی دیگر محمد ابن اسحاق است و بر او بسیار اصحاب الجرح و التعدیل کلام کرده اند که او کذّاب و دجال بود - و دلیل اشکار ضعف این حدیث بلکه وضع اینست که عایشه رضی اللّه عنها در آنوقت بسیار کوچک بود نکاح او با رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم نشده بود - شبهه چهارم در این شب با انبیاء علیهم السلام ملاقات شده است و با آنها سخن شده است و نماز نیز خوانده شده و موسیٰ علیه السلام رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم را بار بار برای تخفیف نماز ها بسوی اللّه تعالٰی فرستاده است این همه دلالت میکند که پیغمبران همه بعد از مرگ زندگی دنیوی دارند و سخن و عبادات وغیره کرده میتوانند؟ جواب اینست که واقعه معراج معجزه است و عالم مثال است در آن همه ارواح انبیاء علیه السلام برای رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم ممثل کرده شده بود ، بجز ازعیسیٰ که زندگی او حقیقی بود - و دلیل این آن حدیث است که (مثَّلت لی الانبیاء) و همچنان ملاعلی قاری در مرقات مشکوٰة به بارها تصریح کرده است که ارواح ممثل کرده شده بود و او در (ج:۱۱،ص:۲۲،ج:ص:۱۴۱،ج:۱۱،ص:۱۴۳،ج:۱۱،ص:۱۴۵) ذکر کرده است - و فتح الملهم شرح مسلم در (ج:۱،ص:۳۱۵) گفته است که از هیچکس نقل نیست که انبیاء علیه السلام در این شب از قبرها به آسمانها انتقال داده شده بودند - در این شب آدم علیه السلام اولاد خود را به طرف راست و طرف چپ دیده بود و همچنان آن واعظان این امت که بدون عمل اند آنها را در جهنم دیده بود و حال اینکه ایشان تا این زمان آفریده نشده بودند این همه ممثلات بودند در این آیت لفظ (بِعَبْدِهِ ) دلیل است که معراج رسول اللّه صل اللّه وعلیه وسلم به جسم و روح هر دو شده است و اشاره دیگر اینست که او مقام بزرگ عبدیت بود و لفظ لَيْلًا نکره است دلالت میکند که در حصه کم شب برده شده بود -

قبلی ➡ 🏠 Home ⬅ بعدی