وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ
و آمد کاروانی پس فرستادند سقای خود را پس انداخت دلو خود را پس گفت ائ (همراهان) مژده بر شما باد این یک غلام است و پنهان ساختند او را به فکر تجارت و اللّه تعالٰی دانا بود به آنچه میکردند -
از این آیت الی آیت (۲۱) مقام دوم است و در این ذکر مکرها و مظالم دیگر آنست به غلام ساختن یوسف علیه السلام (سَيَّارَةٌ) قافله که از مدین به مصر روان بود وَارِدُ یک تن بود یا به معنی جنس است شخصی که به همراهان خود آب میاورد (قَالَ) لفظ پیش از آن پنهان است - (فتثبّت بِهِ یوسف) و محکم گرفت آن ریسمان را یوسف (يَا بُشْرَى) معنی اصل اینست که ائ خوشی بیا همین وقت توست - قول دیگر اینست که بشری نام همراه او بود (هَذَا غُلَامٌ) این قول با عادت تاجران است که ایشان چیزی بیابند برای تجارت استعمال میکنند (وَأَسَرُّوهُ) در این دو تفسیر است - اول اینکه پنهان ساختند برادران یوسف علیه السلام حال یوسف علیه السلام را و او را مال تجارت ساخت دوم اینکه سقاء و همراهان او پنهان ساختند یوسف علیه السلام را از کسان دیگر برای نفع گرفتن -