فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
پس آیا تو ترک کننده هستی بعضی آنچه وحی کرده شده بسوی تو (از توحید) و تنگ میشود به آن سینه تو از جهت انکه میگویند چرا نازل نشده بر او گنجی یا چرا نمیگردد با او فرشته جز این نیست که تو بیم دهنده ای و اللّه تعالٰی بر همه ذمه دار است -
در این آیت دعوی سوم سوره است که آن ترغیب به بیان توحید است یعنی اگر این مشرکین بر تو اعتراض میکنند از سبب آن دل تو تنگ نگردد و بیان توحید را ترک نکنی (فَلَعَلَّكَ) در اینجا برای استفهام انکاری است یعنی (ای نبی تو ترک کننده نیستی) (فَلَعَلَّكَ) فا تفریع (زیادت) است بر چهار حالات گذشته سحر گفتن ، استهزاء کردن ، ناشکری کردن ، فخر و تکبر کردن این در اکثر اوقات سبب میگردد برای چاپلوسی مبلغ پس در این آیت از آن منع کرد (وَضَائِقٌ) این ربط سبب بر مسبب است یعنی تنگ شدن سبب میباشد برای ترک کردن حق (كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ) این اشاره به دو قوت هاست اولی قوت ظاهری و دوم قوت باطنی -