هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
خاص ﷲ تعالی آن ذاتیست که گردانید آفتاب را بسیار روشن و مهتاب را اندک روشن و معین کرد برای هرکدام منزل ها را تا بدانید شمار سالها و حساب را (از ماه ها و روزها) نیافریده است ﷲ تعالی این را مگر برای اشکار کردن حق به تفصیل بیان میکند دلایل را برای قومی که میدانند -
این دلیل عقلی دوم برای توحید است یک کیفیت خاصه روشنی است که به اصل این کیفیت نور گفته میشود و اگر این کیفیت کامل و قوی باشد به آن ضیاء گفته میشود (وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ) مراد از آن منازل آفتاب و مهتاب هر دو است و قول دوم پسندیده است به قرینه آیت (۳۹) سوره یس وبا این منازل قمر روزها وماه های شرعی معلوم میگردد وآن بیست و هشت است و مراد از منازل جاه های طلوع و غروب آن است (عَدَدَ السِّنِينَ) یعنی وقت شروع و ختم سال (وَالْحِسَابَ) مراد از آن حساب ماه ها وروز است (مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ) مراد از حق ظاهر کردن مسئله توحید ودلیل بر قدرت و علم ﷲ تعالی است ، و چنین تفسیر خازن نوشته است پس این آیت دلیل بر آن است که حدیث لولاک چنانکه در زبانهای مردم مشهور است معنی آن نیز صحیح نیست به مانندکه الفاظ آن را محدثین رد کرده است الفواید لمجموعة صفحه (۳۲۶) کشف الخفاء صفحه (۱۴۶) هردو از صنعانی نقل کرده است که این حدیث موضوعی است هان اگر این معنی کرده شود اگر نمی بود فرستادن تو برای اظهار مسئله توحید پس تا کدام وجه صحت دارد از لحاظ معنی لیکن این توجیه بسیار بعید است -