وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ
و اگر بشکنند قسمهای خود را بعد از قایم کردن آن و طعن کنند بر دین شما پس جنگ کنید به پیشوایان کفر بیشک ایشان را هیچ قسمها نیست جنگ کنید با ایشان تا منع شوند (از کفر) -
در این آیت مراد مشرکان معاهدین اند ، زیرا لفظ اِن را اورده است یعنی اگر این معاهدین پیش از تمام کردن عهد وعده را بشکنانند با ایشان قتال کنید باز در این آیت سه صفات ذکر است - این آیت دلیل بر این است که کسی بر دین اسلام طعن کرد او کافر است یا کافر معاهد یا ذمی طعن کرد پس ذمه و امن او تمام شد (خازن ، مدارک) طعن آنست که نسبت دین را به چیزی کند که مناسب نیست یا دین را حقیر بداند یا به پیغمبر دشنام دهد یا به قرآن پاک یا به احکام دیگر دین پس این طعن کردن کفر است و به ایشان امامان کفر گفت زیرا که این نوع کسان بنیاد کفر را میسازند و دیگر مردمان پیروی آنها را میکنند (أَيْمَانَهُمْ) در وقت عهد قسم ذکر میگردد ایمان گفت (إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ) اول به ایشان ایمان (قسم ها) را ثابت کردند و حالا از ایشان نفی کرد از سببی که چون ایمان را نقض کردند مانند نبودن شدند -