وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا
و اگر ترسیدید که عدل نتوانید در حق دختران یتیم پس نکاح کنید کسی را که حلال باشد به شما از زنان دیگر دو و سه و چهار پس اگر ترسیدید که عدل کرده نمیتوانید پس نکاح کنید با یکی یا اکتفا کنید به کنیزی که مالک باشد دست راست شما این نزدیکتر است به آنکه که ظلم نه کنید -
این حکم دوم برای انصاف نکاح با دختر یتیمان است و رد است به طریقه جاهلیت که با دختر یتیمان نکاح می کردند و حق آنرا نمی دادند پس اللّه تعالی حکم کرد که اگر از ظلم با دختران یتیم می ترسید پس غیر از یتیمان با دیگران نکاح کنید و در آیت توجیهات دیگر نیز است این آیت دلیل بر این قول است که از چهار زن زیاد جایز نیست زیرا که در زبان عربی از رباع بالاتر عدد نیست یعنی خماس و سداس گفته نمی شود چنین بخاری گفته است (أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ) مراد از این کنیز است که مملوک خود باشد پس بدون نکاح جایز است -