وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ
و وقتیکه گفته شود به ایشان ایمان بیاورید مانند که ایمان آورده اند (کامل) مردم اینها میگویند آیا ایمان بیاوریم طوریکه ایمان آورده مردم بیخردان اگاه باشید بدون شک خاص ایشان بیخردان اند ولی نمیدانند (بیخردی خود را) -
در این آیت تنبیه است و سه خصلت منافقین را ذکر میکند - به صحابه کرام سفهاء (نادان) گفتن - خود شان سفاهت میکنند و جاهل مرکب اند (وَإِذَا قِيلَ) این دعوت به معروف (نیکی) است بعد از نهی عن المنکر (منع کردن از بدی ها) - (النَّاسُ) مردم کامل اند که آنها صحابه کرام اند در این آیت ایمان صحابه کرام معیار برای ایمان مردم دیگر گردانیده شده است و اشاره به این است که قول و عمل صحابه با شرایط خود در شریعت حجت و دلیل است - همچنین در این آیت اشاره است که کسانیکه به صحابه کرام انتقاد میکنند و به ایشان بد میگویند آنها منافق اند (السُّفَهَاءُ) کسی که جای نفع و نقصان را نمی شناسد به آن سفیه (نادان) گفته میشود - در قران سفیه به جاهل و کسی که از دین و توحید روی میگرداند و انتقاد کننده به پیغمبر و صحابه کرام و به شرک کننده گفته شده است (وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ) مطلوب از آن جهل مرکب است چون به بی علمی خود پی نمی برد لهذا جاهل مرکب است وقتیکه سفاهت صفت معنوی است به دانستن آن علم گفته میشود به این سبب لایعلمون گفته شد و فساد کردن صفت ظاهری است برای دانستن آن شعور گفته میشود از این سبب در آیت قبلی لایشعرون گفته شده -