پیش شد بچه را به طرف راست قدم خود نهاد ، و باز "اللّٰه أكبر" گفته نماز را آغاز کرد ، مگر شما در هنگام نماز یک سجده را بسیار دراز کردید ، از میان نماز گذاران من سر خودرا از سجده بلند کردم ، می بینم که نبی صل اللّه وعلیه وسلم سر به سجده است و بچه بر پشت شما سوار است ، من دوباره به سجده رفتم ، مگر وقتی که نماز ختم شد پس مردم گفتند: ائ رسول اللّه شما در هنگام نماز یک سجده را آنقدر دراز کردید که ما گمان کردیم که کدام سخن نو پیدا شده است ، یا اینکه بر شما وحی نازل می شود ، شما فرمودید از اینها هیچ کدام سخنی که نبود ، بلکه معامله این بود که پسر من مرا سواری ساخته بود ، پس من اورا پبش از به خوبی آسوده بودن او اورا از پشت خود پایان کردن پسند نه کردم -۱-
و در یک حدیث دیگر است که: نبی صل اللّه وعلیه وسلم نماز می خواند وقتی که شما به سجده رفتید ، حسن و حسین بر پشت شما جست و خیز زدند ، وقتی که صحابه رضی اللّه عنهما هردو آنها را منع کردند شما صحابه رضی اللّه عنهما را اشاره کردید که آنها را بازی کردن بمانید ، و وقتی که شما از نماز فارغ شدید هردو را در آغوش گرفته فرمود هر کسی که با من محبت داشته باشد با این هردو محبت کند -۲-