یعنی وقتی که کسی در پیش روی خود چیزی مانند مانند چوب عقبی کجاوه بگذارد باز نماز بخواند باز پروای گذرندگان از پشت این چوب را نکند" -
یک بار شما پناهی یک درخت را گرفته نماز خواندید ۱ - و گاهی شما به طرف چارپائی نماز میخواندید در حالیکه عایشه رضی اللّه عنها برآن در زیر چادر مخملی خود دراز کشیده میبود ۲ -
نبی صل اللّه وعلیه وسلم در میان خود و ستره اجازه گذشتن هیچ چیزی را نمی داد ، چنانچه یک مرتبه چنین شد ، که شما نماز میخواندید که یک بز دویده پیش روی می آمد پس شما به زودی شکم خود را با دیوار چسپانید و او را از پشت شما تیر شدن شد ۴ -
شما یک بار در حالت خواندن نماز فرض مشت خود را بسته کردید ، پس وقتی که از نماز فارغ شدید مردم گفتند: ای رسول اللّه تعالٰی! آیا در نماز کدام سخن نو شده است؟ شما فرمودید: کدام سخن نو که نشده ، بلی شیطان از پیش روی من گذشتن می خواست پس من گلو اورا فشردم تا آنجا که من در دست خود خنکی زبان اورا محسوس کردم - قسم به اللّه تعالٰی برادر من سلیمان اگر پیش از من دعا کرده نمی بود پس اورا به یکی از ستون های مسجد بسته می کردم تاکه بچه های مدینه اورا میدیدند ، پس برای کسی که ممکن باشد که چیزی میان او و قبله نه گذرد پس او چنین کند ۵ -